سیاست خارجی

سیاست خارجی

سياست

سياست برابر پوليتيك (Politique) در زبان فرانسه است كه خود ماخوذ از ريشه لاتيني politicus و يوناني politikos است و از ريشه يوناني polis (شهر) گرفته شده است.

در آن زمان politikos به معني: (هنر و عمل حكومت در كشور)) به كار مي رفت (منظور شهر كشور يا دولت شهرهاي يونان است).

سياست در مفهوم خاص، تدابيري است كه حكومت ها در اداره ي امور كشور و تعيين شكل و محتواي فعاليت خود اتخاذ مي كنند و اين تدابير در دو مجراي داخلي و خارجي معمول مي گردد:

الف – مجراي داخلي: حكومت ها با اتخاذ تدابير سنجيده و متناسب با شرايط مادي و معنوي مشخص، امور كشور را اداره مي كنند تا اعضاء جامعه به وظايف اجتماعي (به مفهوم عام) خود عمل نمايند.

ب-مجراي خارجي: مربوط است به مناسبات حكومت ها با دولت هاي ديگر كه آن را روابط بين المللي گويند و مبتني بر قوانين بين المللي است.

معمولاً امور سياسي متناسب با اوضاع و احوال فرهنگي، اقتصادي و عقيدتي مشترك مردم كشور جريان مي يابد. اصطلاح سياست در امور و پديده هاي سياسي نظير: نهادهاي سياسي، سازمان هاي سياسي، جريان هاي سياسي، عقايد سياسي، مقررات، رسوم و تشريفات سياسي و روابط سياسي مصطلح است و علاوه بر آن در ساير امور به معني ((مشي)) كاربرد دارد مثل: سياست اقتصادي، سياست فرهنگي، سياست كشاورزي، سياست مالي، سياست برنامه ريزي، سياست جمعيتين سياست اجتماعي، و اقتصاد سياسي و …

در يك جامعه باز و پويا كه اعضاي آن از دانش و بينش نسبتاً مطلوبي برخوردارند، درجه‌ي سهيم شدن مردم در امور سياسي كشور بالا است و مشاركت ارادي و آگاهانه انجام مي پذيرد.[1]

سياست در معناي عام

سياست در معناي عام، هرگونه راهبرد و روش و مشي براي اداره يا بهكرد هر امري از امور، چه شخصي چه اجتماعي، ((سياست)) گفته مي شود، چنانكه از سياست اقتصادي، سياست نظامي، سياست مالي، سياست آموزشي و جز آنها سخن مي گوييم.

سياست در معناي خاص:

سياست به معناي خاص، هر امري كه مربوط به دولت و مديريت و تعيين شكل و مقاصد و چگونگي فعاليت دولت باشد، از مقوله‌ي امور ((سياسي)) است. بنابراين، هرگاه از ((سياست))، به معناي خاص، سخن مي گوييم، همواره با دولت، يعني سازمان قدرت در جامعه، كه نگهبان نظم موجود يا پيش برنده‌ي آنست, سروكار داريم. امور سياسي شامل مسائل مربوط به ساخت دولت، ترتيب امور در كشور، رهبري طبقات، مسائل كشاكش بر سر قدرت سياسي ميان حزبها و گروههاي با نفوذ و غيره است.

سياست از ديدگاه ريمون آرون

ريمون آرون فرانسوي، سياست را برابر دو واژه‌ي برنامه، نظر و عمل سياسي و محل تلاقي و برخورد برنامه ها، نظرات و اقدامات سياسي با صحنه ي سياست مي‌دانست و به نظر او اين دو واژه، لازم و ملزوم يكديگرند, به طوري كه اگر صحنه‌ي سياست مناسب نباشد، نظر و برنامه‌ي سياسي در عمل، نتيجه بخش نمي‌شود و چنانچه نظر و برنامه‌ي سياسي سنجيده و موافق شرايط موجود نگردد از استقبال و كاركرد مورد نظر باز مي‌ماند.

سياست خا رجي

عبارت است از يك استراتژي يا يك رشته اعمال از پيش طرح ريزي شده توسط تصميم گيرندگان حكومتي كه مقصود آن دستيابي به اهدافي معين، در چارچوب منافع ملي و در محيط بين المللي است. سياست خارجي شامل تعيين، اجرا و تامين يك سلسله اهداف و منافع ملي است كه در صحنه بين المللي از سوي دولت ها انجام مي پذيرد. سياست خارجي هم چنين مي تواند ابتكار عمل يك دولت و يا واكنش آن در قبال كنش ديگر دولت ها باشد.

 

[1]-آشوری، داریوش، دانشنامه سیاسی، چاپ گلشن، انتشارات سهروردی، تهران، 1366، ص 213